مديريت نگرش

دل نوشته های فرهنگی،آموزشی،اجتماعی و مدیریتی من

همه چیز با خدا ممکن است(قانونمندی طبیعت-قانون 2 و3 )

قانون دوم-قانون جریان وحرکت
هرذره ای دراین هستی یک جریا نی دارد.یک هدفی دارد. ماذره ایستا نداریم. ذره ساکن نداریم.این جریان وحرکت طبیعت برای ما پیام دارد. پیامش این است که ما هم جریان داشته باشیم.
جریان باد، جریان باران وهمۀ جریانهای طبیعت برای ما پیام دارند.حتی جریانهای داخل بدن ما.بدن ما سه جریان دارد:جریان خون،جریان تنفس وجریان لنف.
ایستایی در هر کدام از این سه جریان ،مرگ راباعث می شود.
خوب نگاه کنید ببینید کدام بخش زندگی شما جریان ندارد،حرکت ندارد.هر قسمت از وجود شما که جریان ندارد را باید جریان بدهید.
جریان ، عین زندگی است.آب تا وقتی جریان دارد زلال وشفاف است وحیات وزندگی می بخشد. اما وقتی که ایستاد ودرگودالی جمع شد، راکد وساکن ماند،گند می زند، فاسد می شود وغیراستفاده می شود.
همین الان به زندگی خود نگاه کنید ، ببینید در کدام قسمت ها راکد است آن قسمت را به جریان بیاندازید.
ثروت یکی از چیز هایی است که امکان سکون ودر نتیجه فساد آن وجود دارد.در این باره احادیث زیادی وجود دارد.پیامبر اکرم  (ص) در این خصوص می فرمایند:"ثروت فراوان از نعمت های خدا است"  همچین ایشان فرموده اند :"خداوند بنده ی پرهیزکار ثروتمند مهربان را دوست دارد"
 بطور کلی در نهج  الفصاحه 13 حدیث در باره ی ثروت و4حدیث درباره ی ثروتمند وجود دارد.
اما احادیث فراوانی را داریم که مال اندوزی را عملی نکوهیده می دانند.
حضرت علی(ع) می فرمایند"هرجا که دیدید کاخی بناشده بدانید ظلمی در آنجا انجام شده" چرا که بنا کردن کاخ یعنی اندوختن مال وراکت کردن آن.
 ثروت باید جاری باشد تازنده وسالم بماند وزندگی ببخشد.
جاری شوید وحرکت دهید.انرژی جسمی تان را،ذهن خلاق تان را ،سرمایه تان را ودانش تان را

قانون سوم-قانون نظم
همه هستی ما منظم است.حتی در بی نظمی هایی که می بینیم نظم نهفته ای وجود دارد.این جریان منظم هستی حتما برای ما پیامی دارد.
حتی خسوف وکسوف هم نظم دارند.به شما می گویند در فلان شهر،فلان سال،فلان روز، فلان ساعت، فلان ثانیه کسوف رخ می دهد.
به راستی پیام این نظم چیست؟
نظم هستی به ما می گوید که ماهم بعنوان عنصری از هستی باید نظم داشته باشیم تا با جریان هستی هماهنگ شویم.
پس همه چیز وقتی درمسیر طبیعی وسلامت خود قراردارد که نظم داشته باشد.
مشکلاتی که در زندگی ما به وجود می آید به دلیل اختلال در نظمی است که در یک قسمت اززندگی ما به وجود آمده است.
"جیم ران "درصفحه ی سوم کتاب "به سوی کامیابی نوشته ی انتونی رابینز" مینویسد:" همه ی تلاش ها پاداش دارند اما تلاش های منظم پاداش مضاعف دارند "
دربیان اهمییت مسأله ی نظم همین بس که حضرت علی (ع) درآخرین لحظات شهادت                      می فرمایند" شماراسفارش می کنم به اصل پرهیزکاری ونظم "

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/31ساعت   توسط منصور عزتي   | 

همه چیز با خدا ممکن است(قانونمندی طبیعت)

مقدمه: حضور در طبیعت قانونمند:  اساس صحبت قا نو نمندی طبیعت قوانینی است که بر زندگی ما جاری است.خداوند مهربان وقتی هستی راآفرید، یک سری قوانین برابر آن حاکم ساخت که تحت عنوان سنت های الهی یا قانونمندی طبیعت از آن یاد می شود. اگر کسی می خواهد در زندگی موفق باشد مسلما لازمه ی آن این است که قوانین طبیعت را بشناسد وبا پیروی از این قوانین ،حمایت طبیعت و کائنات را برانگیزاند.
متأسفانه از آنجا که انسان اشرف مخلوقات است وتسلطی بر طبیعت در خود احساس می کند، خود را از آن جدا می بیند در حالی که اگر چه انسان برترین آفریدگان ودر حقیقت اوج آفرینش الهی است وخداوند  مهربان اورا بر سایر آفریده ها تسلط بخشیده اما هنوز جزئی از طبیت است.
درواقع می توان گفت با اینکه انسان در رأس هرم مخلوقات قرار دارد در هر حال جزئی از این هرم است و عنصری ازیک مجموعه است که باید قوانین حاکم برآن را اجرا کند.
اگر اجرا کند حمایت وپاداش مجموعه رامی بیند واگر سربیچی کند لطمه می خورد.
طبیعت هم همین گونه است . اگر قوانین حاکم بر آن رابشناسیم وبه ان احترام بگذاریم وعمل کنیم حتما از سوی آن حمایت می شویم و اگر برخلاف  قوانین عمل کنیم حتما با مشکلات جدی روبرو می شویم.
بحث قانونمندی طبیعت بحث درباره قوانینی است که نظام آفرینش الهی بر آن استوار شده.
 می خواهیم ببینیم که چطور می توانیم از این قوانین در جهت حمایت از خود بهره ببریم تا جایی که رخداد های طبیعی هم موافق حرکت وبرنامه های ما باشند.
در جزوه پیش رو بر آن شدیم که به یازده قانون مسلم طبیعت به صورت مختصر و در حد حوصله بپردازیم.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/02/29ساعت   توسط منصور عزتي   | 

اندكي صبر،سحر نزديك است

من خدایی دارم
که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها
مهربان، خوب، قشنگ
چهره اش نورانیست
...گاهگاهی سخنی می گوید
با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد
او مرا می خواند
او مرا می خواهد
او همه درد مرا می داند
یاد او ذکر من است
در غم و در شادی
چون به غم می نگرم
آنزمان رقص کنان می خندم
که خدا یار من است
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/02/29ساعت   توسط منصور عزتي   | 

به جرم ثروتمند بودن

مصاحبه‌ای [۱]می‌خواندم با خانم فاطمه مقیمی، کارآفرین و مدیر عامل شرکت حمل ونقل بین‌المللی و کشتیرانی سدیدبار که چند نکته این مصاحبه و کامنت‌های پشت بند آن برایم جالب بود. ماجرا از این قرار است که سایت عصر ایران[۲] لیستی از میلیاردرهای ایرانی منتشر کرده که تنها زن آن لیست سی نفره، خانم مقیمی است. یک خبرنگاری هم رفته بود سراغ این خانم و به عنوان ثروتمندترین زن ایرانی با ایشان مصاحبه کرده بود. خانم مقیمی این رتبه‌بندی را دقیق نمی‌دانست و اذعان می‌کرد که ثروتمندتر از من خیلی بیشتر هستند و از طرفی خبرنگار تلاش می‌کرد که این خانم اعتراف کند که ثروتمندترین زن ایرانی است و کل مصاحبه این احساس به آدم دست می‌داد که فاطمه مقیمی جرمی مرتکب شده و حالا باید به جرمش اعتراف کند.
نکته دوم دردسرهایی بود که مقیمی بعد از اعلام این لیست برایش پیش آمده بود یکسری از دوستانش کاملا با او قطع رابطه کردند و تعدادی افراد آشنا و غریبه‌ درخواست کمک مالی از او کرده بودند. مقیمی می‌گفت من طبیعتا نمی‌توانم به همه این آدم‌ها کمک کنم گرچه فعالیت‌های خیرخواهانه زیادی دارم.
نکته سوم کامنت‌های این مصاحبه است. تعدادی از خواننده‌ها با اینکه مقیمی درباره کمک نکردنش به تماس‌ها صحبت کرده بود درخواست کمک کرده بودند تو این مایه ها که من زنی ۲۶ ساله‌ام و مطلقه خواهش می‌کنم به من کمک کنید یا اینکه مردی نوشته بود که بیماری قلبی دارد و زن باردارش هم توی تهران آواره است و می‌خواست به او کمک شود. تعداد دیگری از خواننده‌ها هم شروع کرده بودند به ناسزا گفتن به این خانم کارآفرین که شما خون مردم را توی شیشه کرده‌اید و با پول و زحمت فقرا به این ثروت رسیدید یا اینکه این ثروتمندها همه آدم‌های خسیسی هستند و به کسی کمک نمی‌کنند.
نمی‌دانم این لیست چقدر دقیق است ولی چیزی که من از این مصاحبه گرفتم این بود که:
۱-ما مردم ایران ثروت را چیز بدی می‌دانیم همان طور که خود مقیمی می‌گفت توی ایران مردم به ندرت عدد درستی از درآمدشان به دیگران می‌گویند که مبادا انگ ثروتمند بودن به آنها بزنند. ما همه دوست داریم ثروتمند بشویم ولی ثروتمندها را دوست نداریم.


۲-به این نتیجه رسیدم که همه ملت ایران فقط و فقط در راه رضای خدا و خدمت به خلق و آرمان‌های مقدس کار می‌کنند. کمتر کسی را می‌بینم که که بگوید برای پول زحمت می‌کشد و هدفش از کار کردن پولدار شدن است.


۳-    پول‌دار شدن در ایران دردسر دارد. شما پولداری و همه بهتان فحش می‌دهند و نفرینتان می‌کنند و بعد همان آدم‌ها از شما انتظار کمک بلاعوض دارند.


۴-    ما قدر ثروتمندهایمان، دقیق‌تر بگویم کارآفرینانمان را نمی‌دانیم. انگار فراموش کرده‌ایم که اگر همین کارآفرینان نبودند چقدر آمار بیکاری بالاتر می‌رفت.
گرچه به درست بودن فهرست شک دارم اما از یک چنین کارهایی به شدت استقبال می‌کنم شاید روزی ما هم به ندای درونی قلبمان گوش دادیم و ثروتمند بودن را یک ارزش و کارآفرینان را یک سرمایه دانستیم.

مينا والي

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/28ساعت   توسط منصور عزتي   | 

تصویر جالب: نظامیان و كمك به سیل‌زدگان

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/27ساعت   توسط منصور عزتي   | 

خاطراتي از دكتر شيخ

دکتر مرتضی شیخ ، پزشک انسان دوستی است که در دوران کودکی من در مشهد مشغول طبابت بود و کسی از اهالی مشهد نیست که نامی از او یا خاطرهای از او نداشته باشد یا نشنیده باشد.
دکتر شیخ از مردم پولی نمی گرفت و هر کس هرچه می خواست توی صندوقی که کنار میز دکتر بود می‌انداخت و چون حق ویزیت دکتر 5 ریال تعیین شده بود ( خیلی کمتر از حق ویزیت سایر پزشکان آنزمان)، اکثر مواقع، سر فلزی نوشابه به جای پنج ریالی داخل صندوق انداخته میشد و صدایی شبیه انداختن پول شنیده می‌شد.
محله ما در مشهد نزدیک کوچه دکتر شیخ است. مادرم از قول دختر دکتر شیخ تعریف می کرد که روزی متوجه شدم، پدر مشغول شستن و ضد عفونی کردن انبوه سر نوشابه های فلزی است!
با تعجب گفتم: پدر بازیتان گرفته است؟ چرا سر نوشابه ها را می شورید؟
و پدر جوابی داد که اشکم را در آورد.
او گفت:
دخترم، مردمی که مراجعه می کنند باید از سر نوشابه‌های تمیز استفاده کنند تا آلودگی را از جاهای دیگر به مطب نیاورند، این سر نوشابه‌های تمیز را آخر شب در اطراف مطب می‌ریزم تا مردمی که مراجعه می کنند از اینها که تمیز است استفاده کنند. آخر بعضی‌ها‌ خجالت می‌کشند که چیزی داخل صندوق مطب نیاندازند.


خاطراتی از دکتر شیخ
- نقل از يك سبزي فروش :ابتدا كه دكتر در محله سرشور مطب بازكرده بود و من هنوز ايشان را نمي شناختم. هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من مي آمد و قيمت سبزيها را يادداشت مي كرد اما خريد نمي كرد ، پس از چند روز حوصله ام سر رفت و با كمي پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسي كه هر روز مي آيي و وقت مرا مي گيري ؟ وي گفت : خير، من دكتر شيخ هستم و قيمت سبزيجات را براي آن مي پرسم تا ارزانترين آنها را براي بيماران خودم تجويز كنم .
- از دكتر حسين خديوجم نقل است :روزي در مطب دكتر بودم و او براي بيمارانش آب پاچه تجويز مي كرد. از ايشان پرسيدم چرا بجاي سوپ جوجه ، آب پاچه تجويز مي كنيد ؟ ايشان گفتند : چون براي جبران ضعف بدن بيمار مانند سوپ جوجه موثر است و مهمتر آنكه پاچه گوسفند ارزان است .
- روزي در اواخر عمر كه دكتر در بستر بيماري بود و همانجا هم بيمار مي ديد، يكي از فرزندان وي به ايشان پيشنهاد كرد حداقل ويزيت را 5 تومان كنيد ، دكتر در جواب گفت : عزيزم من يا ديوانه ام يا پيغمبرم ، اگر ديوانه ام كه با ديوانه كاري نمي توانيد بكنيد و اگر پيغمبرم بيخود مي كنيد به پيغمبر خدا دستور مي دهيد .
- روزي مردي از دكتر سئوال مي كند: شما چرا با اين سن و خستگي ناشي از كار از موتور سيكلت استفاده مي كنيد؟ دكتر در جواب مي گويد :منزل مريضهايي كه من به عيادتشان مي روم آنقدر پيچ در پيچ است و كوچه هاي تنگ دارد كه هيچ ماشيني از آن نمي تواند عبور كند، بنابراين مجبورم با موتور به عيادتشان بروم .
و آري اين اوج عزت انساني است ، طوري زندگي كند كه حتي نام خود را هم به فراموشي بسپارد و بحدي در خدمت مردم و البته براي رضاي خالق غرق باشد و پس از مرگ احسان و عظمت كارش آشكار گردد. دكتر شيخ بيش از اينكه دكتر باشد معلمي بود كه اخلاق همراه با مهرباني و صفا را به شاگردان و مريدان مكتبش آموزش داد.  

حال بیا ازنوعمل آغازکن               باب عشق دیگری رابازکن
مابه توهجران ووصل آموختیم        مابه قلبت مهر را انداختیم

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/27ساعت   توسط منصور عزتي   | 

ایرانیان؛ رتبه سوم تنبلی اجتماعی جهان

مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس با بیان اینکه بر اساس آمارهای مجله جهانی ارزیابی رفتار بین المللی، ایرانیان در تنبلی اجتماعی بعد از اعراب و آفریقاییان جایگاه سوم را در جهان به خود اختصاص داده اند گفت:در نمونه گیری از میان سه هزار و 328 نفر از جوانان مشخص شد که 45 درصد آنها دچار تنبلی فردی بودند.

مجید ابهری در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به اینکه تنبلی می تواند مبنای بسیاری از آسیبهای فرهنگی و اجتماعی باشد، افزود: بسیاری از ناهنجاریهای موجود در جامعه با تنبلی ارتباط مستقیم دارد.

وی با تاکید براینکه بسیاری از عادتهای فرهنگی و صفات اجتماعی ما ریشه در تنبلی اجتماعی دارد گفت: بعد از اعراب و آفریقاییان، ایرانیها ضمن اینکه دارای میزان تنبلی بالاتر از متوسط جهانی هستند، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده اند.

به گفته وی، در اولین روز فروردین 88 مقام معظم رهبری از تنبلی اجتماعی به عنوان دشمن درونی ایرانیان نام برده و تاکید کردند تنبلی، نشاط کار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی های افراطی، بدبین بودن به دیگران، بدبین بودن به آینده و نداشتن اعتماد به خود، بیماری است.

متخصص علوم رفتاری تاکید کرد: در همین راستا در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده یعنی افراد درس می خوانند تا کار نکنند و اگر کسی درس نخواند باید کارکند یعنی فرار کردن از کار و زحمت یک نوع زندگی است. این خصایص اخلاقی منفی در جامعه به یکی از ویژگیهای رفتاری ناپسند تبدیل شده است.

ابهری خاطرنشان کرد: در گذشته هر کسی که کار می کرد و بیشتر زحمت می کشید زرنگ قلمداد می شد اما امروز بر عکس و مخالف این مساله را می توان در عدم تمایل به درس خواندن درمدارس و دانشگاهها و در کار اداری بعضی از کارمندان مشاهده کرد.

مشاور کمیسیون اجتماعی مجلس گفت: میزان بالای تماشای تلویزیون در ایران به جای کتابخوانی و تمایل زیاد به استخدام در دستگاه دولتی ( پشت میز نشینی)،همچنین عدم تمایل برای کسب تخصص و مهارت و کارآفرینی و وجود تعطیلی فراوان سالانه ( بین التعطیلین) از جمله خصایص دیگر است.

به گفته وی، نهادهای فرهنگی و پژوهشی باید برای حل این مشکل، پژوهشهایی درباره علل پایین بودن میزان مشارکت اجتماعی، فرد گرایی افراطی، عدم مراعات حقوق شهروندی، تخلفات رانندگی، پایین بودن میزان بهره وری، عدم اقبال به تحصیل، گسترش فعالیت شبکه ای و هرمی و تنبلی اجتماعی پژوهشهای کنند تا بتوان به طور ریشه ای این ناهنجاری را از بین برد.

این آسیب شناس اجتماعی در مورد معیارهای ارزیابی تنبلی فردی افزود: تقدیر گرایی (هجوم به فالگیران ، رمالان و...) توجه افراطی به آینده، تمایل به کارهای زودبازده و یک شبه، خود مداری، فرار از مسئولیت به دلیل منافع فردی، احساس بی قدرتی، بی هنجاری معیارهای مناسبی برای ارزیابی میزان تنبلی فردی است.

وی به ارزیابی که در این خصوص در تهران انجام شده اشاره کرد و گفت: در نمونه گیری ازمیان 3 هزار و 328 نفر از جوانان مشخص شد که 45 درصد از جوانان دچار تنبلی فردی بودند.

ابهری تاکید کرد: براساس این تحقیق، استقبال نکردن از تحصیل به دلیل کسب درآمد بیشتر و الگو قرار دادن دلالی به جای فعالیت مولد و کارآفرین نمونه بارز گسترش این رفتار در جامعه ما است.

این استاد دانشگاه گفت: برای پیشگیری و درمان این موضوع پیشنهاد می شود موسسات فرهنگی و علمی در زمینه های تنبلی فردی و اجتماعی و یافتن راه حل و درمان آنها طرحهای پژوهشی اجرا کنند تا از افزایش و گسترش آن جلوگیری شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/26ساعت   توسط منصور عزتي   | 

زندگی یعنی چه؟

شب آرامی بود

می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

 مادرم سینی چایی در دست

 گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من

 خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا

 لب پاشویه نشست

 پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد

 شعر زیبایی خواند ، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین

 :با خودم می گفتم

 زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست

 زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

 رود دنیا جاریست

 زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

 وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم 

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

 !!!هیچ

 زندگی ، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

 شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

 شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

 زندگی درک همین اکنون است

 زندگی شوق رسیدن به همان

 فردایی است، که نخواهد آمد

 تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

 ظرف امروز، پر از بودن توست

 شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

 آخرین فرصت همراهی با، امید است

 زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

 به جا می ماند

زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ

 زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

 زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

 زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

 زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

 زندگی، فهم نفهمیدن هاست

 زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

 تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

 آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

 فرصت بازی این پنجره را دریابیم

 در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

 پرده از ساحت دل برگیریم

 رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

 زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

 وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

 زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

 چای مادر، که مرا گرم نمود

 نان خواهر، که به ماهی ها داد

 زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

 زندگی زمزمه پاک حیات ست ، میان دو سکوت

 زندگی ، خاطره آمدن و رفتن ماست

 لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهایی ست

 من دلم می خواهد

 قدر این خاطره را دریابیم

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/24ساعت   توسط منصور عزتي   | 

درد ناآگاهي...

درد من تنهايي نيست؛
بلكه مرگ ملتي است كه گدايي را قناعت؛
بي عرضگي را صبر
و با تبسمي بر لب اين حماقت را حكمت خداوند مي نامند.
 
گاندي
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/20ساعت   توسط منصور عزتي   | 

باخبر باشيد نه بي خبر...دغدغه جامعه تان را داشته باشيد،بي تفاوت نباشيد.

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که : چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی‌زند، اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می‌شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم دیدم این‏ قانونِ کلی زندگی ما است که هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.

 تا ساکت است مورد تعظیم و تمجید است اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند، بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود و این نشانه یک جامعه مرده است!!

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که: متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر.

آگاهي حق همه ماست.براي آگاهي خود و ديگران ارزش قائل باشيد.بي تفاوت نباشيد. با نظر دادن روي سايت و معرفي اين سايت به دوستان، اعضاي خانواده، هم كلاسي ها و همكارانتان به اضافه شدن عمر آن كمك كنيد.نگذاريد چراغ عمر سايت مديريت نگرش خاموش شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/20ساعت   توسط منصور عزتي   | 

چطور جیمی‌جامپ باشیم؟

همه ما کارهایی انجام می‌دیم و دیگران همیشه برچسب‌هایی را بخاطر کارهایی که انجام می‌دهیم یا ویژگی‌هایی که داریم به ما الصاق می‌کنند. این موضوع در پرسنال برندینگ همیشه باید مورد توجه قرار بگیره. این‌که ما چه ویژگی‌هایی داریم که با آنها شناخته می‌شویم تاثیری مستقیم در جامعه ارتباطی ما دارد. اما این ویژگی‌ها چطور ساخته می‌شوند؟

برای جواب این سوال اجازه بدهید ماجرای جیمی‌جامپ را مرور کنیم:

جیمی جامپ همون چهره جنجالی است که چهارشنبه شب در مسابقه ال‌کلاسیکو به وسط زمین دوید و سعی کرد یک کلاه قرمز بر سر کریستیانو رونالدو بگذارد (بارتینا کلاه مخصوص اهالی کاتالونیا). او در فینال جام‌جهانی هم این کار را کرد و کلاه را روی جام گذاشت. اما موضوع جیمی جامپ به این‌جا ختم نمی‌شه. اگر به صفحه ویکی‌پدیای جیمی نگاهی بیندازید، متوجه می‌شوید که فعالیت‌های او خیلی گسترده‌تر از دیویدن در وسط مسابقات فوتبال است. جیمی همین کار را در مسابقات فورمول ۱، مسابقات راگبی، واترپلو، تنیس و حتی مسابقات موسیقی یوروویژن انجام داده. این ویژگی تکرار برای جیمی‌جامپ و حضور او در شرایط مختلف باعث شده تا اسم جیمی‌جامپ شکل بگیره و دارای صفحه ویکی‌پدیا بشه و همه بشناسندش.

خلاصه صحبت این‌که اگر قرار است در کاری شناخته شوید، باید بتوانید آن کار را بصورت مداوم و با کیفیتی بالا انجام دهید. تنها در این صورت است که دیگران می‌پذیرند که شما ویژگی خاصی برای انجام کاری خاص دارید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/19ساعت   توسط منصور عزتي   | 

يك خبرنگار چنين نقل مي كند...

به هنگام بازديد از يک بيمارستان روانى، از روان‌ پزشک پرسيدم شما چطور مي‌فهميد که يک بيمار روانى به بسترى شدن در بيمارستان نياز دارد يا نه؟

روان‌پزشک گفت: ما وان حمام را پر از آب مي‌کنيم و يک قاشق چايخورى، يک فنجان و يک سطل جلوى بيمار مي‌گذاريم و از او مي‌خواهيم که وان را خالى کند.

 من گفتم: آهان! فهميدم. آدم عادى بايد سطل را بردارد چون بزرگ‌ تر است. روان‌پزشک گفت: نه! آدم عادى درپوش زير آب وان را بر مي‌دارد... شما مي‌خواهيد تختتان کنار پنجره باشد؟

نتیجه گیری :

 1. راه حل هميشه در گزينه هاي پيشنهادي نيست.

 2. در حل مشکل و در هنگام تصميم گيري، هدفمان يادمان نرود . در حکايت فوق هدف خالي کردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي.

 3. همه راه حل ها هميشه در تير رس نگاه نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/18ساعت   توسط منصور عزتي   | 

سئوالات و پاسخهاي تشريحي استعداد تحصيلي و زبان آزمون دكتري 90

سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat) و زبان كليه گروههاي آزمايشي آزمون دكتري ۹۰ به همراه پاسخهاي تشريحي آماده شده است. عزيزان براي دريافت اين سئوالات و پاسخهاي آزمون با من تماس بگيرند.

m.ezzati@gmail.com

۱.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي علوم انساني دكتري 90

2.سئوالات استعداد تحصيلي (Gmat) و زبان گروه آزمايشي علوم پايه دكتري 90

3.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي فني مهندسي دكتري 90

4.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي كشاورزي و منابع طبيعي دكتري 90

5.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي هنر دكتري 90

6.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي علوم پزشكي دكتري 90

7.سئوالات استعداد تحصيلي (Gmat) و زبان گروه آزمايشي دامپزشكي دكتري 90

8.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي زبان دكتري 90

9.سئوالات استعداد تحصيلي(Gmat)  و زبان گروه آزمايشي تربيت بدني دكتري 90

ضمنا سئوالات و پاسخهاي تشريحي دروس تخصصي كليه گروههاي آزمايشي توسط هيئت علمي سامانه مديريت ايران(ساما)تا اواخر هفته آينده روي سايت قرار داده خواهد شد.براي رزرو با من تماس بگيريد.m.ezzati@gmail.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/14ساعت   توسط منصور عزتي   | 

مصاحبه خواندني شرق با ستاري فر

خاطره وطن خواه: هشت سال بعد از خداحافظی‌اش با سازوکار برنامه‌ریزی و بودجه نویسی، هنوز هم دغدغه اصلی‌اش برنامه‌ریزی است. مدیر گروه برنامه‌ریزی و توسعه این روزها در حال تخلیه اتاق کوچکش در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی است. قفسه‌هایی که روزی از پایان‌نامه‌های شاگردانش و گزارش‌های اقتصادی پر بود، حالا جایش را به چند کارتن پر در انتظار خداحافظی از دانشکده اقتصاد داده است.

دکتر محمد ستاری فر هم از جمله استادانی است که مشمول بازنشستگی پیش از موعد شده، شاید بهتر باشد بگوییم عذرش را خواسته‌اند. می‌گوید: «باید چند ماه پیش اتاقم را تحویل می‌دادم اما دلم نمی‌آید در این اتاق برای دانشجویانی که پایان‌نامه شان را با من گرفته‌اند یا آنهایی که مشاوره می‌خواهند بسته باشد.» حالا در این اتاق کوچک او مانده با چند عکس یادگاری، تقدیرنامه‌هایش از دوران مسوولیت در سازمان تامین‌اجتماعی و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، چند بیت شعر و عکسی از مرحوم دکتر حسین عظیمی روی دیوار.

با وجودی که هشت سال پیش و پس از پایان تدوین برنامه چهارم توسعه از مسوولیت‌های دولتی کنار رفت اما هر سال او هم بسان نمایندگان مجلس و کارشناسان بودجه نویس به بررسی لایحه بودجه می‌پردازد. اعداد و ارقام را با هم جمع می‌زند و تحلیل می‌کند. گفت‌وگوی « شرق» با این کارشناس اقتصاد برنامه‌ریزی و توسعه یک هفته پیش از آغاز به کار بررسی بودجه در صحن علنی مجلس انجام شد.

آقای دکتر، همان‌گونه که مستحضر هستید در حال‌حاضر لایحه بودجه سال ۹۰ کل کشور در مجلس شورای اسلامی در جریان تصویب قرار دارد، در یک نگاه کلی این سوال در ذهن ایجاد می‌شود که بودجه‌ای با این حجم بی‌سابقه چه هدفی را دنبال می‌کند و آیا این بودجه‌های فربه و سرشار از وابستگی به درآمدهای نفتی می‌تواند منجر به رشد و توسعه و مهم‌تر از آن ایجاد اشتغال شود؟

درباره بودجه ۹۰ و اهدافی که مد نظر این بودجه بوده، در آغاز این بحث لازم است یک مقدمه مطرح شود. بودجه، برنامه یک‌ساله کشور است و اصولا لوایح بودجه در دنیا نقش مهمی در اقتصاد کشورها دارند. قوانین بودجه در کشور ما هم از این قاعده مستثنا نیست. دولت هم به لحاظ تاریخی و ساختاری و هم منابع نفت نقش مهمی را در اقتصاد بازی می‌کند. به بیان دیگر حجم یک بودجه در یک دولت نفتی نشان می‌دهد که سرانجام آن اقتصاد در آن سال چگونه خواهد بود. به دلیل این اهمیت و اهدافی که دارد باید موازینی رعایت شود. این موازین به‌خصوص در سه حوزه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید نشان دهد که بودجه به عنوان برنامه یک ساله، چه نوع مسایل اجتماعی را مدنظر خود قرار داده است. از آنجایی که مسایل و مشکلات اقتصادی کشور بسیار زیادند و نمی‌توان همه آنها را در عرض یک سال حل کرد؛ اما یک بودجه توسعه‌ای باید به طور دقیق نشان دهد که چه نوع مسایل و مشکلاتی را می‌تواند در عرض یک سال حل کند. مثلا برای رشد بهره‌وری، ضریب جینی، افزایش کارآیی، اشتغال یا در عرصه‌های اجتماعی مثل حوزه زنان چه برنامه‌ای دارد و چگونه می‌تواند آنها را مورد واکاوی قرار داده و برای آنها راه‌حل کارآمد ارایه کند. بی‌تردید یک بودجه هدفمند، بودجه‌ای است که همه این مسایل را پیش‌روی خود قرار داده و با یک دید جامع نگر و فراگیر آنها را کارشناسی کرده و برای آنها راهکار ارایه کند. نکته دیگر این است که یک بودجه باید بتواند راهکار و اهداف مشخصی را برای عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی نشان دهد. بودجه ۹۰ باید به طور مشخص روشن کند که در سال ۹۰ در نهادهای مدنی، زنان، بخش خصوصی، رشد اقتصادی، تورم، توازن منطقه‌ای و بازار چه اتفاق‌هایی را شاهد خواهیم بود و به عبارت دیگر نحوه نگاه و روش‌شناختی دولت به این سه سطح چگونه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/13ساعت   توسط منصور عزتي   | 

دانلود تستهاي دانش مسائل روز مديريت

تستهاي درس دانش مسائل روز مديريت ويژه رشته مديريت اجرايي كنكور سراسري و آزاد و DBA سازمان مديريت صنعتي بر روز سايت قرار گرفت.

اين تستها را مي توانيد از سمت راست سايت-بخش پيوندهاي روز -  دانلود كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/13ساعت   توسط منصور عزتي   | 

آزمون نيمه متمركز دكتري 90

 

نمونه سوالات آزمون مقطع دکتری دانشگاه سراسری ۹۰ (تمام رشته ها)

كه كليه سئوالات آزمون دكتري ۹۰ را پوشش مي دهد.

براي دريافت سئوالات كافي است يك اي ميل به آدرس بنده بزنيد:

 m.ezzati@gmail.com
موفق باشيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/12ساعت   توسط منصور عزتي   | 

به بهانه 70 سالگي استاد شجريان

این روزها رسانه های مختلف به بهانه 70سالگی استاد شجریان ،مطالب متفاوتی را درباره این خواننده محبوب ایرانی منتشر می کنند .در گزارش زیر سعی شده است که نظرات مهمترین هنرمندان ایرانی درباره استاد شجریان درسالهای اخیر ارائه شود.

 /حضور شجریان همه چیز را زیبا می کند/

 مجید مجیدی کار گردان مطرح سینمای ایران چند سال پیش در گفت وگویی ضمن تحسین از استاد شجریان به خاطر پروژه باغ هنر بم دردیداری بااین استاد مسلم موسیقی گفته بود : حضور شما همه چيز را زيبا مي‌كند

/خلوص نیت آقای شجریان/

 مجيدي در ادامه گفته بود : من با توجه به شناختي كه از هنرمندان دارم از اين حركت به شدت استقبال مي‌كنند

كارگردان فيلمهاي بچه‌هاي آسمان و رنگ خدا نيز با اشاره به اينكه هر حركتي اگر با نيت صحيح انجام شود خداوند خودش ياري رسان خواهد بود گفت: قطعات اين پروژه كه با خلوص نيت آقاي شجريان شروع شده، مسير موفقيت آميزي را طي خواهد كرد.

/شجریان : استثنایی در موسیقی به روایت ناظری/

 شهرام ناظری نیز چندی پیش در گفت وگویی با آرت نا به تمجید از استاد شجریان پرداخته . به اعتقاد ناظری :محمد‌رضا شجریان، یک پیشکسوت، یک استاد بزرگ و به حق یک استثنا درموسیقی ایرانی است. شهرام ناظری، خواننده پیشکسوت و نامدار ایران با بیان این مطلب تصریح کرد: ایشان پیشکسوت من و بسیاری از هنرمندان ایران زمین است و بخش بزرگی از هنر ایران زمین به ایشان مدیون است.

 /مدیری و خودکشی به خاطر شجریان /

مهران مدیری نیز از هنرمندانی بوده که همواره شیفته آقای شجریان بوده . خود اوچند سال پیش  در مصاحبه ای با یک روزنامه در پاسخ به سوالی که در باغ مظفر از كارهای «پاپ» فاصله گرفتید و به سمت موسیقی اصیل رفتید؛ عده‌ای می‌گویند دلیل این كار، شیفتگی مدیری به شجریان است؟گفته بود :شیفتگی كه جای خود دارد؛ حاضرم برای شجریان خودكشی كنم!

/نیکی کریمی وشجریان/

نیکی کریمی بازیگر سینمای ایران نیز چندی پیش  در گفت وگویی به انتقادات روزنامه کیهان از استاد شجریان واکنش نشان داده بود.
متن پرسش و پاسخ نیکی کریمی در بخشهای پایانی این مصاحبه به شرح زیر است :

 سوال :از بین خواننده ها شجریان را دوست دارید درسته ؟

 نیکی کریمی :خیلی دوستش دارم . خودشان هم می دانند....

 سوال :از مقاله کیهان اذیت نشدی ؟کیهان استاد را به یک پیر مرد دوره گرد تشبیه کرده که برای خودش آبرو از این ور اون ور دنیا کسب می کند.واقعا (این اظهار نظر)چه قدر می تواند منصفانه باشد ؟

نیکی کریمی : واقعا غیر منصفانه است یک آدمی یک نظر غیر سطحی داشته به خاطر اینکه همه می دانند ایشان استاد مسلم وبی رقیبی هستند....

/دولت آبادی وگریه کردن با صدای شجریان/

 محمود دولت آبادی نیز از علاقه مندان شجریان بوده است . او در گفت وگویی با علی اصغر سید آبادی در سال گذشته در اظهاراتی عنوان کرده بود :باورتان می‌شود که شخصا با شنیدن صدای آوازشجریان گریسته‌ام!

 /حامد بهداد و صداي آسماني استاد/

حامد بهداد بازیگر سینمای ایران نیز در برنامه زنده تلویزیونی تحویل سال در شبکه سوم سیما، از محمدرضا شجریان به عنوان صدای "آسمانی" یاد کرد.

به گزارش پارس توریسم؛ حامد بهداد بازیگر مشهور سینما که میهمان ویژه ی برنامه ی لحظه ی تحویل سال شبکه سوم سیما بود، در بخشی از سخنانش گفت: یادم می آید استاد شجریان با آن صدای آسمانی اش که در ذهن ملت ایران، در جشن لحظه ی تحویل سال، دعای تحویل سال را خواندند.

وی صدای محمد رضا شجریان را صدای ربنای ملت ایران خواند و گفت: از همینجا خدمت ایشان عرض ادب می کنم.

نظر شما چيست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/12ساعت   توسط منصور عزتي   | 

نگاه معلم( مدرسه عشق )

مجتبی کاشانی در سال 1327 در خانواده ای معمولی در مشهد به دنیا آمد . پس از اخذ دیپلم جهت ادامه تحصیل در رشته اقتصاد وارد دانشگاه شیراز شد . و در سال ا356 فوق لیسانس خود را از مرکز مطالعات مدیریت وابسته به دانشگاه هاروارد دریافت نمود و در سالهای 1356و 1367و 1369، به ترتیب دوره های مدیریت صنعتی ،‌مهندسی صنایع و کنترل کیفیت فراگیر را در ‍ژاپن گذراند . حس نوع دوستی و عدالت خواهی از مواردی بوده که همیشه او را تحت تاثیر قرار میداده و این را در همه آثارش می توان مشاهده نمود .
او در شعر نو هم به موفقیت هایی رسید.تاکنون هفت کتاب با نام های : از خواف تا ابیانه ،‌بارن عشق ، به آیندگان ، روزنه ، پل ، عشق بازی به همین آسانی ست ،‌خویشتن را باور کن و دو کتاب در رابطه با مدیریت : از گاراژ تا کلینیک ، نقش دل در مدیریت، از این مدیر فیلسوف و شاعر منتشر شده . کاشانی مدیر صنعت و مشاور صنعت بود و با همه خشونت ها صنعت ،‌او یک شاعر بود . کاشانی می گوید :‌ به دلیل اینکه هنر و کار از هم جدا شده اند ما اکنون با مشکل رو به رو هستیم و یکی از خصوصیاتی که در کمتر هنرمندی می توان یافت ، الفت دادن و گره زدن شعر با جریانات زندگی اجتماعی است

در مجالی كه برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
كه در آن همواره اول صبح                                           
به زبانی ساده
مهر تدریس كنند،
و بگویند خدا
خالق زیبایی
و سراینده عشق
آفریننده ماست.
مهربانیست كه ما را به نكویی
دانایی
زیبایی
و به خود می خواند
جنتی دارد نزدیك، زیبا و بزرگ
دوزخی دارد- به گمانم
كوچك و بعید
در پی سودا نیست
كه ببخشد ما را
و بفهماندمان،
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست

در مجالی كه برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
كه خرد را با عشق
علم را با احساس
و ریاضی را با شعر
دین را با عرفان
همه را با تشویق تدریس كنند

لای انگشت كسی
قلمی نگذارند
و نخوانند كسی را حیوان
و نگویند كسی را كودن
و معلم هر روز
روح را حاضر و غایب بكند
و به جز ایمانش
هیچكس چیزی را حفظ نباید بكند
مغزها پرنشود چون انبار
قلب خالی نشود از احساس
درس هایی بدهند
كه به جای مغز، دلها را تسخیر كند.
از كتاب تاریخ
جنگ را بردارند
در كلاس انشاء
هر كسی حرف دلش را بزند
«غیرممكن» را از خاطره ها محو كنند
تا، كسی بعد از این
باز همواره نگوید: «هرگز»
و به آسانی همرنگ جماعت نشود.

زنگ نقاشی تكرار شود
رنگ را در پائیز تعلیم دهند
قطره را در باران
موج را در ساحل
زندگی را در رفتن و برگشتن
از قله كوه
و عبادت را در خدمت خلق
كار را در كندو
و طبیعت را در جنگل و دشت.
مشق شب این باشد
كه شبی چندین بار
همه تكرار كنیم:
عدل
آزادی
قانون
شادی...
امتحانی بشود
كه بسنجد ما را
تا بفهمند چقدر
عاشق و آگه و آدم شده ایم
در مجالی كه برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای می سازیم
كه در آن آخر وقت
به زبانی ساده
شعر تدریس كنند
و بگویند كه تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما.

مهندس مجتبی کاشانی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/11ساعت   توسط منصور عزتي   | 

شناخت و نفوذ افراد فقط با يك سوال

دنیای امروز دنیای ارتباطات است و افرادي موفق هستند كه ارتباطات قوي وقدرتمندي دارند. شاید بتوان گفت بيش از 80درصد از موفقیتهای ما به كيفيت روابطمان بستگي دارد . وقتی ما بتوانیم ارتباطی قوي و صمیمانه برقرار کنیم ؛ بالطبع ما سريع تر و راحت تر به اهداف و آرزوهاي خود مي رسيم.

فکر می کنم خود شما بارها شاهد بوده اید که اشخاصی در کمترین زمان ، چنان در دیگران تاثیر مثبت و خوبی گذاشته اند که به راحتی برای در خواستهایی بزرگ پاسخ مثبت دریافت کرده اند و حال آنکه افراد دیگری ، علی رغم ارتباط طولانی چنین شانسی نداشته اند !!!فكر مي كنيد چرا نتايج متفاوت بوده است؟ نوع برقراري ارتباط آنها با هم متفاوت بوده است.

بطور كلي افراد از نظر ارتباطي به سه دسته 1-بصري 2-سمعي3-لمسي تقسيم مي شوند .


افراد بصری :

افرادی هستند که بیشتر به کیفیتهای دیداری توجه دارند و تصاویر برایشان بیشتر جلب نظر می کند . از آنچه دیده اند و مي بينند صحبت می کنند . هیجانی تر و سریعتر از افراد ديگر صحبت می کنند . از حرکات دست بسیار استفاده می کنند و می کوشند سخنان خود را با حرکات به تصویر بکشند. چون سرعت کلامشان با سرعت تصاویر متحرک ذهنی شان برابر نیست ، معمولا ً برای بیان اندیشه های خود شتاب دارند ، برخی کلمات را حذف می کنند و آنچه را می گویند به گونه ایست که مخاطب تصویر آن را در ذهن خود ببیند . افراد بصری به رفتار و ظاهر ما و هر آنچه را كه به چشم می آید ، بیشتر توجه می کنند .و ظاهری آراسته برایشان بسیار با اهمیت است . بصری ها عاشق گل اند . دوستدار هدیه اند . و در آرشيو كردن عكس و فيلم استعداد خارق العاده اي دارند.

ذهنشان بر اساس تصاوير مي انديشد و آنچه را كه ببيند در الويت قرار مي دهد نه آنچه را كه بشنوند.

تكيه كلام آنها هميشه بر اساس تصاوير هست مثل"چه منظره زيبائي ،چه غروبي،قشنگ،زيبا،خوش تيب و.."


افراد سمعي:

افراد سمعي جهان را با اصوات و الحان و موسيقي درک مي کنند، شنوائي بر آنها حاکم است براي

ايجاد انگيزه، عاشق شدن، يا انجام هر کاري، اولين کانال تحريک کننده و برانگيزاننده آنها شنيدن (گوش) است. (برخلاف افراد بصري که بايد ببيند) اينها دوست دارند مطلبي را هزار بار بشنوند تا ببينند.
ريتم کلام افراد سمعي داراي ضرب و آهنگ و طنين خاصي است، شمرده و موزون حرف مي زنند نسبت به کلماتي که از دهانشان خارج مي شود وسواس دارند. افراد سمعي در سخن گفتن سرعت متوسطي دارند اينها دوست دارند پيام محبت آميز و عشق و علاقه شان را به طرف مقابل بگويند، زبان اينها زبان صوت و کلام است. اگر کسي آنها را دوست داشته باشد بايد بگويد عزيزم تو را دوست دارم تا پيام را درک کنند آن هم با لحن عاشقانه و دوست داشتني.

افراد سمعي فقط با حرف زدن متقاعد مي شوند و به موسيقي و آواز و حرف زدن اهميت و ارزش خاصي مي دهند.

،. تکيه کلامهاي مثل " بشنو، گوش کن، چه صداي گوش خراشي، وزوز، چه موسيقي خوشي، خوش صدا و..."


افراد لمسي:

این افراد ؛ بیشتر به کیفیتهای لمسی توجه می کنند . از آنچه لمس کرده اند بیشتر حرف می زنند و هیجانشان خیلی کم است . خیلی آرام اند . حتی یک نوع رخوت و سستی را می توان درآنها دید . احساس آنها از دیگران عمیق تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست.

لمسي ها، افرادي درونگرا، سنگين و منطقي هستند و امور را به صورت لمسي دروني و احساس دروني،
درك مي كنند. انتخابهايشان سنگيني، محکمي، ثبات و آهستگي را مد نظر دارند و غالبا به کندي حرف مي زنند، گوئي براي يافتن کلمات و جملا ت، مدتي در درون ذهن خويش مي گردند.

لمسی ها را باید در آغوش کشید . دستانشان را به گرمی فشرد و دست تحسین و صمیمیت بر پشتشان زد.

افراد لمسي در تکيه کلا مهايشان کلمات لمسي را به کار مي برند از جمله، قابل دسترس، سخت، سنگين، سبک، چقدر دلنشين، چه لطيف، چه زبر، چه آدم خشک و بي انعطافي، جملا تي چون «گوئي دنيا بر سرم خراب شده يا اين درس چون کوه مقابلم است و چه سرد و بي روحي.

نكته قابل توجه اينكه اين مشخصه هر سه گروه در تمام انسانها ديده مي شوند ولي هميشه يك حس بر حسهاي ديگر برتر و غالب است .

و يك سوال بزرگ و اساسي كه زياد از سوال مي شود: چگونه متوجه بشويم طرف مقابل ما جزو كدام دسته هست ؟يا بعضا سوال مي كنند كه من سمعي هستم يا بصري؟در اينجا با يك تكنيك بسيار كاربردي به جوابتان خواهيد رسيد.

افراد نسبت به حس غالب خودشون اطلاعات را در مغزثبت و بايگاني مي كنند و در زمان نياز بر همان اساس جستجو و بررسي مي كند بطور مثال يك فرد بصري هر زمان كه از او سوال كنيد كه مجبور شود به اطلاعات بايگاني شده در مغز خود رجوع كند او بدنبال تصاوير در مغز مي گردد.و راز بزرگ همينجاست كه در آن زمان كافي است شما به مردمك چشمهاي طرف مقابلتان نگاه كنيد و بفهميد طرف مقابل شما جزوه كدام دسته ارتباطي مي باشد (بالا: بصري ، گوشه ها: سمعي ، پايين: لمسي) و چون طرف مقابل شما بصري بوده مردمك چشم او بسمت بالا مي رود.

و در پايان اميد وارم اين تكنيك بسيار كاربردي و مفيد را در ارتباطات خود استفاده كنيد و بعد از شناسايي طرف مقابل خود بر همان اساس ارتباطتان را ادامه دهيد بعنوان مثال اگر طرف مقابلتان بصري بود به آن تصاوير و نمودار هاي مختلف نشان دهيد يا اگر سمعي بودسعي كنيد با آن حرف بزنيد و يا اگر لمسي بود در صورت امكان آن را لمس كنيد و درغير اينصورت بر اساس احساسات با آن صحبت كنيد تا طرف مقابل حرف و نظر شما را درك و بفهمد و شما نيز خيلي سريع در طرف مقابل نفوذ كرده و در نتيجه ارتباط قوي و موثري داشته باشيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/11ساعت   توسط منصور عزتي   | 

از دست مي رويم

گذشت دیگر آن زمان که فقط یک بار از دنیا می رفتیم

 حالا یک بار از شهر می رویم
 
یک بار از دیار
 
یک بار از یاد
 
یک بار از دل
 
و یک بار از دست ...

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/10ساعت   توسط منصور عزتي   | 

مهندس و مدير

مردی که سوار بر بالن در حال حرکت بود ناگهان به یاد آورد قرار  مهمّی دارد؛ ارتفاعش را کم کرد و از مردی که روی زمین بود پرسید : "ببخشید آقا ؛ من قرار مهمّی دارم ، ممکنه به من بگویید کجا هستم تا ببینم به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

 

مرد روی زمین : بله، شما در ارتفاع حدوداً ۷ متری در طول جغرافیایی "۱٨'۲۴ﹾ۸۷ و عرض جغرافیایی "۴۱'۲۱ﹾ ۳۷ هستید.

مرد بالن سوار : شما باید مهندس باشید

مرد روی زمین : بله، از کجا فهمیدید؟؟"

مرد بالن سوار : چون اطلاعاتی که شما به من دادید اگر چه کاملا ً دقیق بود به درد من نمی خورد و من هنوز نمی دانم کجا هستم و به موقع به قرارم می رسم یا نه؟"

مرد روی زمین : شما باید مدیر باشید.

مرد بالن سوار : بله، از کجا فهمیدید؟؟؟"

مرد روی زمین : چون شما نمی دانید کجا هستید و به کجا می خواهید بروید. قولی داده اید و نمی دانید چگونه به آن عمل کنید و انتظار دارید مسئولیت آن را دیگران بپذیرند. اطلاعات دقيق هم به دردتان نميخورد!

به نظر شما چه نكته مديريتي در اين داستان نهفته است؟

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/09ساعت   توسط منصور عزتي   | 

گاو پدر گوساله...

در يك مدرسه راهنمايي دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت مي كردم و چند سالي بود كه مدير مدرسه شده بودم.
قرار بود زنگ تفريح اول، پنج دقيقه ديگر نواخته شود و دانش آموزان به حياط مدرسه بروند.
هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هياهوي دانش آموزان در حياط و گفت وگوي همكاران در دفتر مدرسه، به هم نياميخته بود.
در همين هنگام، مردي با ظاهري آراسته و سر و وضعي مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:
«با خانم... دبير كلاس دومي ها كار دارم و مي خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هايي بكنم.»
از او خواستم خودش را معرفي كند. گفت:
«من 'گاو' هستم ! خانم دبير بنده را مي شناسند. بفرماييد گاو، ايشان متوجه مي شوند.»
تعجب كردم و موضوع را با خانم دبير كه با نواخته شدن زنگ تفريح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درميان گذاشتم.
يكه خورد و گفت: «ممكن است اين آقا اختلال رفتار داشته باشد. يعني چه گاو؟ من كه چيزي نمي فهمم...»
از او خواستم پيش پدر دانش آموز ياد شده برود و به وي گفتم:
«اصلاً به نظر نمي رسد اختلالي در رفتار اين آقا وجود داشته باشد. حتي خيلي هم متشخص به نظر مي رسد.»
خانم دبير با اكراه پذيرفت و نزد پدر دانش آموز كه در گوشه اي از دفتر نشسته بود، رفت.
 مرد آراسته، با احترام به خانم دبير ما سلام داد و خودش را معرفي كرد: «من گاو هستم!»
- خواهش مي كنم، ولي...
- شما بنده را به خوبي مي شناسيد.
من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله اي كه شما ديروز در كلاس، او را به همين نام صدا زديد...
دبير ما به لكنت افتاد و گفت: «آخه، مي دونيد...»
- بله، ممكن است واقعاً فرزندم مشكلي داشته باشد و من هم در اين مورد به شما حق مي دهم.
ولي بهتر بود مشكل انضباطي او را با من نيز در ميان مي گذاشتيد. قطعاً من هم مي توانستم اندكي به شما كمك كنم.
خانم دبير و پدر دانش آموز مدتي با هم صحبت كردند.
گفت و شنود آنها طولاني، ولي توأم با صميميت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه كارتي را به خانم دبير ما داد
و با خداحافظي از همه، مدرسه را ترك كرد.
وقتي او رفت، كارت را با هم خوانديم.
در كنار مشخصاتي همچون نشاني و تلفن، روي آن نوشته شده بود:
«دكتر... عضو هيأت علمي دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت   توسط منصور عزتي   | 

عجايب هفتگانه جهان

معلمي از دانش آموزان خواست تا عجايب هفتگانه جهان را فهرست وار بنويسند. دانش آموزان شروع به نوشتن کردند. معلم نوشته هاي آنها را جمع آوري کرد. با آن که همه جواب ها يکي نبودند اما بيشتر دانش آموزان به موارد زير اشاره کرده بودند:

اهرام مصر، تاج محل، کانال پاناما، ديوار بزرگ چين و... در ميان نوشته ها کاغذ سفيدي نيز به چشم مي خورد. معلم پرسيد: اين کاغذ سفيد مال چه کسي است؟ يکي از دانش آموزان دست خود را بالا برد. معلم پرسيد: دخترم چرا چيزي ننوشتي؟
دخترک جواب داد: عجايب موجود در جهان خيلي زياد هستند و من نمي توانم تصميم بگيرم که کدام را بنويسم. معلم گفت: بسيار خوب، هر چه در ذهنت است به من بگو، شايد بتوانم کمکت کنم.
در اين هنگام دخترک مکثي کرده و گفت: به نظر من عجايب هفتگانه جهان عبارتند از : لمس کردن، چشيدن، ديدن، شنيدن، احساس کردن، خنديدن و عشق ورزيدن.
پس از شنيدن سخنان دخترک، کلاس در سکوتي محض فرو رفت.
 
آري عجايب واقعي همين نعمتهايي هستند که ما آنها را ساده و معمولي مي انگاريم!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/02/07ساعت   توسط منصور عزتي   | 

سر مقاله روزنامه جمهوري اسلامي(5/2/90)

بسم الله الرحمن الرحیم

 بي‌مبالاتي‌هاي كم سابقه در عرصه اقتصادي، كه در روزها و هفته‌هاي اخير زندگي مردم را تحت تأثير خود قرار داده، سهم قابل ملاحظه‌اي را در پرونده‌هاي مطرح رسانه‌ها، اعم از رسانه ملي و رسانه‌هاي مكتوب و مجازي، و همينطور در تعاملات كلان مسئولان كشور به خود اختصاص نداده است.

اگر بازتاب‌هاي خبري گران شدن غيرعادي اكثر ميوه‌ها و بعضي اقلام مصرفي روزمره مردم كه طبق گزارش‌هاي رسمي 25 درصد اعلام شده، و همينطور اخبار مربوط به گران شدن قريب الوقوع نان و نوسانات غيرعادي سكه و افزايش قيمت دلار را در كنار سهمي كه مسائل سياسي، اعم از داخلي و خارجي، در رسانه‌ها به ويژه رسانه ملي و اقدامات مسئولان به خود اختصاص داده‌اند قرار دهيم، آشكار خواهد شد آنچه به زندگي روزمره مردم مربوط مي‌شود تقريباً كم اهميت‌ترين مسائل است و آنچه به دعواهاي سياسي بر مي‌گردد، در درجه اول اهميت قرار دارد.

چنين وضعيتي براي هر جامعه‌اي غيرقابل قبول است و براي جامعه‌اي كه با نظام اسلامي اداره مي‌شود غيرقابل قبول‌تر.

شايد يكي از عوارض نزديك شدن به هر انتخاباتي همين باشد و اكنون در آستانه انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي قرار داريم و لابد بايد همه مردم خود را براي حادتر شدن شرايط سياسي، بالا گرفتن تنش‌ها و بي‌توجهي به مشكلات اقتصادي آماده كنند.

اينكه مجلس شوراي اسلامي در روزهاي آغازين دومين ماه از سال 1390 هنوز نتوانسته لايحه بودجه را به صحن علني بياورد، امروز دغدغه مسئولان نيست، درحالي كه در دولت‌هاي گذشته، تكليف لايحه بودجه حدكثر تا نيمه اسفند ماه روشن مي‌شد و نه فقط مجلس بلكه شوراي نگهبان نيز نظر خود را مي‌داد و مصوبه مربوطه توسط رئيس مجلس به دولت ابلاغ مي‌شد و دستگاه‌ها به سراغ تنظيم امور مي‌رفتند. آيا موجب تأسف نيست كه در سالي كه عنوان "جهاد اقتصادي" گرفته است، تكليف لايحه بودجه كل كشور با فرا رسيدن دومين ماه سال هنوز روشن نيست؟

در بخش هدفمندي يارانه‌ها به اعتراف دولتمردان، مردم و رسانه‌ها براي موفقيت اين طرح سنگ تمام گذاشتند و با مجريان طرح همراهي كردند. وعده‌هاي شيرين ارزان شدن اجناس در سال 90 كه در ماه‌هاي پاياني سال گذشته در چارچوب تشريح ثمرات اجراي طرح هدفمندي يارانه‌ها از زبان رئيس‌ جمهور شنيده مي‌شد، اكنون نه تنها تحقق نيافته بلكه در موارد قابل توجهي برعكس شده است.

تحقق نيافتن اين وعده‌ها امر مطلوبي نيست و همه مي‌خواهند مشكلات كاهش يابند و ريشه كن شوند، لكن آنچه در عمل رخ مي‌دهد چيز ديگري است.

اين روزها باز هم شعارهاي مربوط به خانه‌دار شدن همه مردم ظرف دو سه سال آينده، ريشه كن شدن بي‌كاري و يك رقمي شدن نرخ تورم هر روز تكرار مي‌شود. اگر اين گمان منفي كه اينها همه شعارهاي انتخاباتي هستند را ناديده بگيريم و در نهايت خوش بيني به خودمان بقبولانيم كه دولتمردان ما عزم خود را جزم كرده‌اند به اين وعده‌ها عمل كنند، باز هم نمي‌توان چنين شعارهائي را با توجه به واقعيت‌هاي موجود، عملي دانست.

با اين قبيل شعارها شايد بتوان عده‌اي از مردم را كه اطلاعات دقيقي از امكانات و نيازها و توانائي‌ها ندارند تحت تأثير قرار داد، ولي افرادي كه اهل اطلاع هستند مي‌دانند كه عملي نشدن اين وعده‌ها چه عواقب سوئي براي جامعه دارد و چه مشكلاتي را به ويژه در زمينه باورهاي مردم پديد خواهد آورد.

متأسفانه شعارزدگي مربوط به عرصه اقتصادي، به عرصه اعتقادي نيز سرايت كرده و كساني كه بايد مرزداران عقيدتي جامعه باشند به جاي آنكه بر عقل و منطق و واقعيت‌ها تكيه كنند، به تخيلات و جعليات متوسل مي‌شوند. عجبا كه افرادي كه مي‌خواهند به مردم "بصيرت" بدهند با مطرح ساختن مطالب بي‌پايه، زمينه را براي تاخت و تاز بي‌رحمانه دشمنان به مقدسات فراهم مي‌كنند غافل از اينكه براي تقويت بناهاي رفيع و قوي نيازي به استفاده از مصالح ساختماني سست و پوك نيست.

آنچه بيش از خود اين قبيل سخنان موجب تأسف است، الگوبرداري از شعاري برخورد كردن‌هائي است كه عرصه سياسي و اقتصادي جامعه را پر كرده و متأسفانه مرزداران عقيده به جاي آنكه با چنان روش‌هائي برخورد و مقابله كنند خود تحت تأثير آن قرار مي‌گيرند.

اين كژراهه را فقط با تجديدنظر اساسي در شيوه غيرمنطقي الگوبرداري مي‌توان تصحيح كرد. راه مستقيم هدايت را با تكيه بر تعاليم ناب اسلام كه همواره همگان را از پناه بردن به "سراب" برحذر مي‌دارد و تأكيد مي‌كند تشنگي را با پناه بردن به خدا رفع كنيد و در ظلمات به جستجوي حقيقت نپردازيد و مطمئن باشيد كه آنرا فقط در پرتو نور خدا مي‌توانيد به دست بياوريد، مي‌توان يافت.

تلاطم‌هاي فكري و عقيدتي هفته‌ها و ماه‌هاي اخير، كه البته ريشه در بي‌توجهي‌ها و غفلت‌هاي چند ساله دارد، بايد اين واقعيت را به ما بفهماند كه جامعه را نمي‌توان با شعار و سطحي نگري و سرگرم كردن‌ها اداره كرد و به پيش برد. اين شيوه اگر چند صباحي كارساز باشد و جواب بدهد، در دراز مدت، بسيار خطرناك است و به ضد خود تبديل مي‌شود، به ويژه آنكه اكنون دوران بيداري است و در چنين دوراني، هر بنائي كه با چنين مصالحي ساخته شود "خانه عنكبوتي" خواهد بود و "ان اوهن البيوت لبيت العنكبوت".

جامعه انقلابي و اسلامي ما بر مبناي منطق، تعقل و تعاليم ديني برگرفته از وحي بنا شده است. در چنين جامعه اي، همه وعده‌ها، عملكردها و آموزش‌ها بايد بر عقل و منطق متكي باشند. اقتضاي بنيان مرصوص انقلاب اينست.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/02/06ساعت   توسط منصور عزتي   | 

کلمات تنها برای ایجاد سکوت

هدف من منحصر به فرد است

من از کلمات تنها برای ایجاد سکوت استفاده می کنم.

کلمات مهم نیستند،

برای همین می توانم حرفهای ضد ونقیض، پوچ و بی ربط بگویم

زیرا هدفم ایجاد فواصل سکوت است.

کلمات اهمیت فرعی دارند؛ سکوت میان کلمات، هدف اصلی است.

اشو

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/02/05ساعت   توسط منصور عزتي   | 

مشکل توست بما ربطی ندارد

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد همه گفتند: تله موش مشکل توست! بما ربطی ندارد!

مار درتله افتاد و هنگامی که زن خانه خواست مار را آزاد کند مار زن خانه راگزید ..

 از مرغ برای زن سوپ درست کردند و گوسفند را برای عیادت کنندگان سربریدند ..

زن خوب نشد و مرد .. گاو را برای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش در سوراخ دیوار مینگریست و میگریست ..

نظر شما چيست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/02/04ساعت   توسط منصور عزتي   | 

ثروتمندتر از بیل گیتس


از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
پرسیدند: چه كسی؟

بیل گیتس ادامه داد: سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی در فرودگاهی در نیویورک بودم که قبل از پرواز چشمم به نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد، دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خرد ندارم. خواستم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه مرا دید گفت این روزنامه مال خودت؛ بخشیدمش؛ بردار برای خودت.
گفتم: آخه من پول خرد ندارم!
گفت: برای خودت! بخشیدمش!

سه ماه بعد بر حسب تصادف باز توی همان فرودگاه و همان سالن پرواز داشتم. دوباره چشمم به یك مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همان بچه بهم گفت این مجله رو بردار برای خودت.
گفتم: پسرجون چند وقت پیش من اومدم یه روزنامه بهم بخشیدی تو هر کسی میاد اینجا دچار این مسئله میشه، بهش می‌بخشی؟!
پسره گفت: آره من دلم میخواد ببخشم؛ از سود خودم می‌بخشم.
به قدری این جمله پسر و این نگاه پسر تو ذهن من موند که با خودم فکر کردم خدایا این بر مبنای چه احساسی این را می‌گوید؟!

بعد از 19 سال زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد رو پیدا کنم تا جبران گذشته رو بکنم. گروهی را تشکیل دادم و گفتم بروند و ببینند در فلان فرودگاه کی روزنامه میفروخته ...
یک ماه و نیم تحقیق کردند تا متوجه شدند یک فرد سیاه پوست مسلمان بوده که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردند اداره؛
از او پرسیدم: منو میشناسی؟
گفت: بله! جنابعالی آقای بیل گیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
گفتم: سال ها قبل زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه می‌فروختی دو بار چون پول خرد نداشتم به من روزنامه مجانی دادی، چرا این کار را کردی؟
گفت: طبیعی است، چون این حس و حال خودم بود.
گفتم: حالا می‌دونی چه کارت دارم؟ می‌خواهم اون محبتی که به من کردی را جبران کنم.
جوان پرسید: چطوری؟
گفتم: هر چیزی که بخواهی بهت می‌دهم.
(خود بیل‌گیتس می‌گوید این جوان وقتی صحبت می‌کرد مرتب می‌خندید)
جوان سیاه پوست گفت: هر چی بخوام بهم میدی؟
گفتم: هرچی که بخواهی!
اون جوان دوباره پرسید: واقعاً هر چی بخوام؟
بیل گیتس گفت: آره هر چی بخواهی بهت میدم، من به 50 کشور آفریقایی وام داده‌ام، به اندازه تمام آن‌ها به تو می‌بخشم.
جوان گفت: آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی!
گفتم: یعنی چی؟ نمی‌توانم یا نمی‌خواهم؟
گفت: می‌خواهی اما نمی‌تونی جبران کنی.
پرسیدم: چرا نمی‌توانم جبران کنم؟
جوان سیاه پوست گفت: فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو بخشیدم ولی تو در اوج داشتنت می‌خواهی به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمی‌کنه. اصلا جبران نمی‌کنه. با این کار نمی‌تونی آروم بشی. تازه لطف شما از سر ما زیاد هم هست!
بیل گیتس می‌گوید: همواره احساس می‌کنم ثروتمندتر از من کسی نیست جز این جوان 32 ساله مسلمان سیاه پوست.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/03ساعت   توسط منصور عزتي   | 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...

یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک  روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده  فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!

آنکه می تواند، انجام می دهد و آنکه نمی تواند، انتقاد می کند.
                                                                                             جرج برناردشاو

با تشكر از خانم فهيمه عزيز براي ارسال اين مطلب زيبا

+ نوشته شده در  شنبه 1390/02/03ساعت   توسط منصور عزتي   | 

مردم کانادا، دومین ملت خوشبخت جهان

نتایج یک نظرسنجی جهانی حاکی است که مردم کانادا در رده دوم خوشبخت ترین ملت های دنیا قرار دارند.

براساس نظرسنجی خوشبختی جهانی گالوپ، ٦٩ درصد مردم کانادا که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند، خود را در رده مردمان «کامیاب» این شرکت قرار دادند.

در رده بندی شرکت گالوپ، ظاهراً مردم دانمارک نسبت به سایر ملت های جهان از نظر وضعیت رفاه معیشتی و امیدواری به آینده در صدر راضی ترین مردم جهان قرار دارند. کانادا و سوئد با اختلاف سه درصد پایین تر از دانمارک قرار دارند.

بنا به گفته گالوپ، مردمانی که خود را در رده بندی «کامیاب» ارزیابی کرده بودند، شرایط کنونی زندگی خود را از ده رتبه، هفت و چشم انداز زندگی خود در آینده را در رتبه هشت و یا بیشتر قرار داده بودند.

در گزارش روز چهارشنبه (٢٠ آوریل) شرکت گالوپ آمده است فقط زندگی دو درصد از مردم کانادا «مصیبت بار» ارزیابی شده است. افرادی که زندگی خود را عذاب آور خواندند، وضعیت خود را از ده، در رتبه چهار و یا کمتر قرار داده بودند.

بر اساس نتایج این نظرسنجی، ٣٠ درصد کانادایی ها بین دو طیف افراطی قرار داشتند و با چالش های زندگی دست و پنجه نرم می کردند.

گالوپ اعلام کرده است اکثریت پاسخ دهندگان به این نظرسنجی که خود را « کامیاب» خوانده اند، شهروندان ١٩ کشور هستند که بیشترشان در قاره آمریکا  و اروپا اقامت دارند.

در گزارش گالوپ آمده است کمتر از یک چهارم شهروندان کشورهای جنوب صحرای آفریقا احساس خوشبختی می کنند و درصد متوسط میزان خوشبختی مردم این کشورها فقط هشت درصد بود و چاد که فقط یک درصد از پاسخ دهندگان آن احساس خوشبختی می کنند، در پایین ترین رده کشورهای کامیاب جهان قرار دارند و وضعیت رفاه و کامیابی مردم ٦٧ کشور دیگر جهان نیز تعریف چندانی ندارد.

گالوپ خاطرنشان کرده است که نتایج این نظرسنجی حاکی است که در وضعیت خوشبختی مردم نسبت به سال گذشته پیشرفت چندانی حاصل نشده است.

این شرکت در تارنمای خود نوشته است: «اطلاعات خوشبختی جهانی گالوپ، بر چالش های  توسعه در سراسر جهان مهر تایید می نهد. همانگونه که شورش های اوایل سال جاری در تونس و مصر ثابت کردند، رهبران نباید فقط به تولید ناخالص داخلی به عنوان معیار شرایط معیشتی و وضعیت کامیابی کشورهایشان و شهروندانشان متکی باشند.»

نظرسنجی گالوپ با مصاحبه از هزار بزرگسال و در دوره زمانی بین فوریه  و دسامبر سال ٢٠١٠ در ١٢٤ کشور جهان انجام شده است. 

+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/02ساعت   توسط منصور عزتي   | 

خوشبختي...

خدایا تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم
آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند...
آنها که باید بنوازند سیلی می زنند...
آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله می کنندو...
تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.
***
خوشبختي ما در سه جمله است ... تجربه از ديروز , استفاده از امروز , اميد به فردا ... ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه ميکنيم حسرت ديروز , اتلاف امروز , ترس از فردا ...
+ نوشته شده در  جمعه 1390/02/02ساعت   توسط منصور عزتي   | 

میزبانی المپیک؛ کاتالیزور حیات دوباره ژاپن

توکیو قصد دارد برای رهایی سریع از وضعیت ناشی از زلزله اخیر درخواست میزبانی المپیک 2020 را ارائه کند.

این موضوع را شینتارو ایشیهارا فرماندار توکیو اعلام کرده است.

در حالی که بقیه کشور درگیر نتایج فاجعه اخیر در ژاپن هستند و سعی می‌کنند با آن کنار بیایند ایشیهارا کمی بعد از انتخابش برای چهارمین دوره در پست فرمانداری توکیو  موضوع درخواست برای میزبانی المپیک را مطرح کرد و آن را راهی برای بهبود شرایط فعلی و پشت سر گذاشتن مشکلاتی که بعد از زلزله و سونامی 11 مارس رخ داده، مطرح کرده است.

رسانه‌های بین‌المللی از او نقل قول کرده‌اند:"با این‌که {رقابت‌های 2020} 9 سال دیگر برگزار می‌شود ما می‌توانیم دست‌هایمان را از هم‌اکنون بالا بزنیم. اگر در عرض 9 سال آینده با امید سخت کار کنیم، این شیوه کاتالیزوری خواهد بود برای بازسازی و حیات دوباره کشور".

او در سال 2009 با رد درخواستش برای میزبانی بازی‌های 2016 روبه رو شد. این طرح بیش از 15 میلیارد ین هزینه در برداشت.

شهرهایی که مایل به میزبانی المپیک 2020 هستند باید درخواستشان را تا 10 شهریور به کمیته بین‌المللی المپیک (آی او سی) اعلام کنند. برلین، پوسان، کیپ‌تاون، دوحه، رم و استانبول برخی از شهرهایی هستند که تا به حال تمایل‌شان را به میزبانی این بازی‌ها اعلام کرده‌اند.

آی او سی سپتامبر(شهریور) 2013 تصمیش را اعلام خواهد کرد.

ژاپن اصولا توانایی‌ خود را در پشت‌سرگذاشتن تراژدی و بهبودیابی ثابت کرده است؛ اما همانطور که فرماندار توکیو گفته تا این بازی‌ها 9 سال بیشتر زمان نمانده و اگر این شهر بخواهد برنده شود بایستی در طی 2 سال مانده تا اعلام نتیجه حسابی تلاش کند.

ژاپن از 11 مارس 2011 به دنبال بروز زلزله و سونامی درگیر مشکلات فراوان از جمله بحران هسته‌ای در نیروگاه فوکوشیماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/02/01ساعت   توسط منصور عزتي   |